برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی
برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی
برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی
هنوز موجی در بیرون ظاهر نشده اما ارتعاش وجودم جور دیگری شده. موج های کوچکِ موزونی در زایشاند. همه ی وجودم در آغازِ رقص و طرب است.
عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها
-مولانا.
برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی
برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی
برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی
نوازش خورشید از قاب پنجره مانند لذت نوازش دست های یک عزیز است. برای شروع یک روز خوب واقعا مهم است که این کارها را به این ترتیب انجام دهی: سلام کردن به خورشید، دریاچه و درخت سدر روبه روی کلبه که ماه هر شب فانوسش را آنجا می آویزد. من اینجا در قلمرویی زندگی میکنم که همه چیز قابل پیش بینی است. هر روز آینه ی روز قبل و نقشی از روز بعد است. تغییر ساعت ها براساس تغییر رنگ آسمان، رفت و آمد پرندگان و هزار نکته ی ریز و نامحسوس دیگر است.
- در جنگل های سیبری، سیلون تسون، ترجمه پریزاد تجلی.
برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی
برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی
برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی
برچسب:
نویسنده: یوسف بهرامی